گلچین از همه چیز
|
|
![]() غم اومرا از یاد برد مرا باخاطراتش برد
من کیم نمیدانم اوکه بود که رفت نمیدانم من دراین خلوتگه پاییزی خود تنهایم چه کنم نمیدانم !!!! ***************** دلم دیگر طاقت غم ندارد دستانم تاب نوشتن ندارد
چه کنم با غم تنهایی که دیگر دل توان غم ندارد. دلشكسته اي از تبار عشق با نام بهنام | سه شنبه سوم آذر 1388 | 18:20 | + | موضوع: |
برام دعا كن عشق من، همين روزا بميرم ...آخه دارم از رفتن بدجوري گُر ميگيرم ...دعا كنم كه اين نفس،تموم شه تا سپيده ...كسي نفهمه عاشقت، چي تا سحر كشيده ...اين آخرين باره عزيز،دستامو محكمتر بگير ...آخه تو كه داري ميري،به من نگو بمون نمير ...گاهي بيا يه باغ سبز،درش بروت بازه هنوز ...من با تو سوختم نازنين،باشه برو با من نسوز ...اگه يروز برگشتي و گفتن فلاني مرده ...بدون كه زير خاك سرد حس نگاتو برده گريه نكن براي من قسمت ما همينه ...دستامو محكمتر بگير لحظه ي آخرينه ...اين آخرين باره عزيز،دستامو محكمتر بگير ...آخه تو كه داري ميري،به من نگو بمون نمير ...گاهي بيا يه باغ سبز،درش بروت بازه هنوز ...من با تو سوختم نازنين،باشه برو با من نسوز ...برام دعا كن عـــــــــشــــــــــق من ... دلشكسته اي از تبار عشق با نام بهنام | چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 | 15:11 | + | موضوع: |
اس ام اس باحال جدید اس ام اس باحال جدید
انواع چیپس چیتوز: ************************************************************** کوتاه ترین فاصله برای دوست داشتن ، فقط یک لبخنده ************************************************************************ پیامک عاشقانه یک چوپان به نامزدش: چشمان سیاه تو مانند پشگلی در سطل شیر است! ادامه نوشته هاي يه مجنونو ميتونين اينجا بخونين... دلشكسته اي از تبار عشق با نام بهنام | چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 | 23:1 | + | موضوع: |
خسته تر از همیشه
دلم گرفته به اندازه وسعت تمام دلتنگی های عالم شیشه قلبم انقدر نازک شده که با کوچکترین تلنگری می شکند می خواهم فریاد بزنم ولی واژه ای نمی یابم که عمق دردم را در فریاد منعکس کنم فریادی در اوج سکوت که همیشه برای خودم سر داده ام دلم به درد می اید وقتی سر نوشت را به نظاره می نشینم کاش می شد سرنوشت را با ان روزها شیرینم عجین کرد بغض کهنه ای گلویم را آزارد نفرین به بودن وقتی با درد همراست ای کاش باز هم کسی اشکهایم را نبیند دلشكسته اي از تبار عشق با نام بهنام | سه شنبه هفتم مهر 1388 | 19:20 | + | موضوع: |
دل تنگم امروز خیلی دلم گرفته بچه ها
دل من تنگه واسه نگاه دوباره تو دل من مي خونه اردل تنگ تو دل تنگم ، دوباره عاشقونه ميخونم ومي نويسم دل تنگم ، دوباره چشم به راه تونشستم دل تنگم ، خسته شدم ازاين دنيا دل تنگم ، ديگه تاقت ندارم بمونم تنها وقتي كه تنهام دلم پرازغم مي شه يه گوشه مي شينه توگلوش بغزپرمي شه بي حالم ازاين دنياي پرازغم آخه ديگه نيست كسي دور و ورم
مي خوام بنويسم ازدل خودم شعربگم ازتنهايي دل خودم دوباره بخونم ازخودم دوباره تورودعوت كنم به دل خودم آيا تومي شنوي سخنم؟ آياتومي بيني اشكم؟ امیدوارم هیچوقت دلتون نگیره دوستان عزیم دلشكسته اي از تبار عشق با نام بهنام | دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 | 23:17 | + | موضوع: |
یاد بود ![]() انسان مانند رودخانه اي است كه هر چه عميق تر باشد، آرامتر است. روخانه پر سر و صدا هرگز كسي را در خود غرق نكرده است.دلشكسته اي از تبار عشق با نام بهنام | جمعه شانزدهم مرداد 1388 | 9:27 | + | موضوع: |
عبرت ![]() رنج تلخ است ولي وقتي آن را به تنهايي مي کشيم
دلشكسته اي از تبار عشق با نام بهنام | جمعه شانزدهم مرداد 1388 | 9:17 | + | موضوع: |
الهه عشق پرنده مردنی است پرواز را به خاطر بسپار
دل شکسته یا ...دل شکانده دل شکسته بودم .و تنها همدم خویش را پروردگار عالم دیدم نزدش رفتم از دل شکسته ام گفتم درب محبتی که بسته شده بود خانواده ای که از عشق لبریز بود و... و این که امروز هیچ از آن ها را ندارم چاره ای خواستم دلیلی خواستار شدم اما خداوند نیز مرا از خود راند ناراحت بازگشتم در فکر چاره ای بودم اما چه شد ... ... هیچ دوباره به درب مملو از محبت خداوند رفتم دوباره پرسش کردم و این بار نیز بی پاسخ بر گشتم دوباره فکر چاره کردم دوباره خواهان محبت شدم و این بار به درب خداوند رفتم این بار خداوند من را با پاسخی گران برگرداند می دانی چه بود در پاسخش من را به دلم رجوع داد و در آن جا هیچ محبتی مبود و هیچ خانواده پر عشقی مبودو .... و من نبودم که دل شکسته بودم عالم بود که من بر آن چیره بسته بودم و باطل و کفر را به آن چیره می کردم و خود نمی دانستم و این جا پروردگار من را به نظافت دلم دعوت کرد و به من آموخت که هر گاه دلت شکست ببین آیا دل شکسته ای از خویش داری اگر داری آگاه باش این وجدانت است که دل شکسته دلشکسته دیگری است دلشكسته اي از تبار عشق با نام بهنام | چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 | 10:59 | + | موضوع: |
سلام به دوستان گلم
امیدوارم که حاله همتون خوب باشه دلشكسته اي از تبار عشق با نام بهنام | چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 | 21:22 | + | موضوع: |
حسرت
مرا اینگونه باور کن... کمی تنها ، کمی بی کس ، کمی از یادها رفته... خدا هم ترک ما کرده ، خدا دیگر کجا رفته...؟! نمی دانم مرا آیا گناهی هست..؟ که شاید هم به جرم آن ، غریبــی و جــدایـی هست..؟؟؟ مرا اینگونه باور کن
دلشكسته اي از تبار عشق با نام بهنام | دوشنبه بیست و دوم تیر 1388 | 19:17 | + | موضوع: |
|
|